سیدآرمین حسینی؛ بزودی درمانگاه فرهنگیان شهرستان دهلران افتتاح خواهد شد؛ افتتاحی پس از سالها انتظار، اتفاقی است که جامعه فرهنگیان این شهرستان حق دارد از آن خرسند باشد؛ اما وقتی مسیر رسیدن این پروژه به نقطه افتتاح را مرور میکنیم، ماجرا دیگر صرفاً به راهاندازی یک مرکز درمانی محدود نمیشود. پشت این افتتاح، سرگذشت مجموعهای از زمینها و فضاهایی قرار دارد که هر کدام در مقطعی قرار بوده بخشی از نیازهای فرهنگیان را پاسخ دهند؛ از زمینهای منازل سازمانی سابق گرفته تا خانهمعلم و طرح مسکن فرهنگیان.
درمانگاه، بنا بر آنچه طی سالهای گذشته مطرح بوده، قرار بود در زمینهایی احداث شود که پیشتر محل استقرار منازل سازمانی و سکونت معلمان بود. اما این وعده، برخلاف انتظار، سالها در پیچوخم تصمیمهای اداری و تغییر مدیران باقی ماند و در نهایت، درمانگاه نه در زمین پیشبینیشده، بلکه در محل خانهمعلم دهلران افتتاح شد.
با این تصمیم، مسئلهای حل شد و مسئلهای دیگر شکل گرفت؛ خانهمعلم نیز برای ادامه فعالیت خود به محل خوابگاه سابق دبیرستان شهید مدرس منتقل شد.
ممکن است این جابهجایی از نگاه اجرایی، راهی برای پایان دادن به انتظار طولانی فرهنگیان بوده باشد و حتی بتوان آن را تصمیمی عملیاتی برای استفاده از ظرفیتهای موجود دانست. اما یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: تغییر محل درمانگاه، تکلیف زمینهایی را که قرار بود این پروژه در آنها اجرا شود، روشن نمیکند.
همینجاست که موضوع از یک افتتاحیه فراتر میرود و به مسئلهای درباره نحوه مدیریت سرمایههای آموزشوپرورش در دهلران تبدیل میشود.
زمینهای منازل سازمانی سابق، صرفنظر از اینکه امروز چه وضعیت حقوقی و کاربری دارند، بخشی از ظرفیت ملکی آموزشوپرورش در این شهرستان بودهاند. طبیعی است که جامعه فرهنگیان بخواهد بداند سرنوشت این اراضی چه شده و چه برنامهای برای آنها وجود دارد. اگر این زمینها همچنان در اختیار آموزشوپرورش هستند، چرا طی این سالها برای آنها تعیین تکلیف مشخصی صورت نگرفته است؟ اگر کاربری آنها تغییر کرده، این تغییر بر چه مبنایی انجام شده و اگر امکان استفاده از آنها برای پروژههای رفاهی و خدماتی وجود نداشته، دلایل آن چیست؟
این پرسشها بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکنند که مسئله مسکن فرهنگیان را در کنار آن قرار دهیم.
در سالهایی که تأمین مسکن به یکی از جدیترین دغدغههای اقتصادی خانوادهها تبدیل شده، انتظار میرود هر ظرفیت ملکی در اختیار دستگاههای دولتی، پیش از هر چیز از منظر امکان استفاده برای رفع نیازهای همان مجموعه بررسی شود. فرهنگیان دهلران نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
اینجاست که این پرسش جدی شکل میگیرد که آیا زمینهای سابق منازل سازمانی، در فرآیند برنامهریزی برای تأمین مسکن فرهنگیان مورد بررسی قرار گرفتهاند یا خیر؟
اگر پاسخ مثبت است، چرا این ظرفیت به نتیجه نرسیده است؟ و اگر پاسخ منفی است، اساساً چه دلیلی برای کنار گذاشتن چنین ظرفیتی وجود داشته است؟
البته نمیتوان بدون بررسی اسناد مالکیت، کاربری، طرحهای شهری و ضوابط قانونی، درباره قابلیت واگذاری یا ساختوساز در این اراضی قضاوت قطعی کرد. اما همین ابهامات، ضرورت شفافسازی را بیشتر میکند؛ زیرا مسئله درباره زمین شخصی یک فرد نیست، بلکه درباره دارایی و ظرفیت ملکی مجموعهای است که باید در نهایت در خدمت مأموریتهای آموزشوپرورش و جامعه فرهنگیان قرار گیرد.
در سوی دیگر، طرح مسکن فرهنگیان دهلران نیز با مسئله جانمایی مواجه است.
این طرح به نقطهای حاشیهایتر از محدوده مطلوب شهری منتقل شده و همین موضوع، فارغ از اینکه زمین انتخابشده چه مزیتهایی داشته، نیازمند توضیح کارشناسی است. انتخاب زمین برای یک پروژه مسکونی را نمیتوان تنها با این استدلال سنجید که «زمین در دسترس بوده است». مسکن زمانی میتواند یک خدمت واقعی به خانواده فرهنگی محسوب شود که در کنار ساختمان، دسترسی مناسب به خدمات شهری، مدرسه، درمان، حملونقل و سایر نیازهای روزمره زندگی نیز وجود داشته باشد.
اگر قرار است فرهنگیان صاحب خانه شوند، باید پرسید آیا محل انتخابشده، بهترین گزینه از میان گزینههای موجود بوده است یا صرفاً گزینهای بوده که اجرای پروژه در آن آسانتر یا کمهزینهتر بوده است؟
این تفاوت مهمی است.
گاهی ممکن است یک زمین از نظر قیمت و امکان ساخت، گزینه مناسبی باشد؛ اما همان زمین از نظر دسترسی شهری، کیفیت زندگی و هزینههای بلندمدت خانوار انتخاب مناسبی نباشد. در چنین شرایطی، بخشی از هزینهای که امروز برای پروژه صرفهجویی میشود، فردا از جیب همان فرهنگی بابت رفتوآمد، دسترسی به خدمات و فاصله از مرکز شهر پرداخت خواهد شد.
به همین دلیل، جانمایی طرح مسکن فرهنگیان نیز شایسته توضیح است؛ نه برای زیر سؤال بردن اصل پروژه، بلکه برای اطمینان از اینکه پروژهای که با عنوان «مسکن فرهنگیان» اجرا میشود، واقعاً متناسب با نیاز و شأن جامعه فرهنگیان طراحی شده است.
در این میان، جابهجایی خانهمعلم نیز بخش دیگری از همین زنجیره تصمیمهاست. ساختمانی که قرار بود محل ارائه خدمات اسکان به فرهنگیان باشد، اکنون در اختیار درمانگاه قرار گرفته و خانهمعلم به محل خوابگاه سابق دبیرستان شهید مدرس منتقل شده است.
ممکن است این تصمیم در شرایط فعلی بهترین راهکار موجود بوده باشد؛ اما همچنان باید درباره آینده آن پاسخ روشنی وجود داشته باشد. آیا محل جدید از نظر امکانات و ظرفیت، پاسخگوی نیاز فرهنگیان خواهد بود؟ آیا این جابهجایی راهکاری موقت برای عبور از یک دوره انتقالی است یا قرار است وضعیت دائمی خانهمعلم باشد؟
اینها جزئیاتی نیستند که صرفاً در حاشیه یک افتتاحیه قرار بگیرند. اینها بخشی از تصمیماتی هستند که مستقیماً بر کیفیت خدماتی که به فرهنگیان ارائه میشود اثر میگذارند.
مسئله اصلی، زمین است یا شیوه تصمیمگیری؟
اگر همه این اتفاقات را کنار هم بگذاریم، یک تصویر قابل تأمل شکل میگیرد: پروژه درمانگاه سالها در انتظار اجرا مانده، محل اجرای آن تغییر کرده، خانهمعلم جابهجا شده و همزمان طرح مسکن فرهنگیان نیز در نقطهای خارج از محدوده مطلوب شهری دنبال شده است.
ممکن است برای هر یک از این تصمیمها به صورت جداگانه توضیح و توجیهی وجود داشته باشد. اما آنچه برای افکار عمومی اهمیت دارد، کنار هم قرار گرفتن این تصمیمهاست.
آیا آموزشوپرورش دهلران برای استفاده از املاک و فضاهای در اختیار خود، یک برنامه جامع و بلندمدت دارد؟
آیا پیش از هر تصمیم، ظرفیت زمینهای موجود، نیازهای آینده فرهنگیان و توسعه شهری دهلران در کنار یکدیگر دیده شده است؟
یا اینکه هر پروژه در مقطع زمانی خود و بر اساس امکانات همان روز تصمیمگیری شده و نتیجه نهایی، مجموعهای از جابهجاییها و تغییر مسیرها بوده است؟
پاسخ این پرسشها اهمیت زیادی دارد؛ چرا که زمین را نمیتوان مانند یک اعتبار جاری دوباره به دست آورد. زمین یک سرمایه ماندگار است و تصمیمی که امروز درباره آن گرفته میشود، ممکن است برای چند دهه آینده قابل برگشت نباشد.
به همین دلیل، درباره زمینهای سابق منازل سازمانی فرهنگیان دهلران، انتظار جامعه فرهنگیان تنها یک پاسخ کلی نیست. لازم است وضعیت این اراضی، مالکیت، کاربری، تصمیمات اتخاذشده درباره آنها و برنامه آیندهشان به صورت شفاف مشخص شود.
اگر امکان استفاده از این زمینها برای مسکن فرهنگیان وجود نداشته است، دلایل آن باید روشن شود. اگر امکان احداث درمانگاه در آنها فراهم نبوده، علت باید برای افکار عمومی توضیح داده شود. و اگر این اراضی قرار است برای پروژه دیگری مورد استفاده قرار گیرند، بهتر است فرهنگیان بدانند چه پروژهای و با چه چشماندازی.
افتتاح درمانگاه، پایان ماجرا نیست
راهاندازی درمانگاه فرهنگیان را نباید زیر سایه این پرسشها نادیده گرفت. اتفاقاً باید آن را به عنوان یک مطالبه قدیمی که سرانجام به نتیجه رسیده، به رسمیت شناخت و از آن استقبال کرد.
اما رسانه قرار نیست تنها لحظه افتتاح را ببیند؛ وظیفه رسانه، دیدن مسیری است که به افتتاح منتهی شده و پرسیدن درباره مسیری است که از این پس باید طی شود.
درمانگاه امروز افتتاح شده است؛ حالا باید دید این مرکز در عمل چه کیفیتی از خدمات را به فرهنگیان ارائه خواهد داد.
خانهمعلم به ساختمان جدید منتقل شده است؛ باید دید این جابهجایی چه کیفیتی برای خدمات اسکان فرهنگیان ایجاد خواهد کرد.
طرح مسکن فرهنگیان نیز در نقطهای جدید دنبال میشود؛ باید دید آیا این انتخاب در سالهای آینده به یک محله مناسب برای زندگی تبدیل خواهد شد یا نه.
و مهمتر از همه، زمینهای سابق منازل سازمانی همچنان نیازمند یک پاسخ روشن هستند.
فرهنگیان دهلران و استان ایلام حق دارند بدانند سرمایههایی که سالها پیش برای خدمت به آنها ایجاد شده، امروز در چه وضعیتی قرار دارد و فردای آن چه خواهد بود.
شاید افتتاح درمانگاه، پایان یک انتظار طولانی باشد؛ اما برای زمینهای فرهنگیان، هنوز داستان تمام نشده است.
و این بار، مطالبه اصلی شاید ساخت یک ساختمان جدید نباشد؛ مطالبه، شفاف شدن سرنوشت سرمایهای است که نباید در گذر سالها و تغییر مدیران، از حافظه مدیریتی آموزشوپرورش حذف شود.





ثبت دیدگاه