سیدآرمین حسینی؛ سالها پیش، وقتی ایده تشکیل صندوق ذخیره فرهنگیان مطرح شد، وعده ساده و امیدوارکنندهای به معلمان داده شد؛ اندوختهای که از محل پسانداز ماهانه آنان شکل بگیرد تا در روزگار بازنشستگی، بخشی از نگرانیهای معیشتیشان را جبران کند. اما امروز، پس از گذشت نزدیک به سه دهه، این پرسش بیش از هر زمان دیگری در میان فرهنگیان شنیده میشود: عضویت در صندوق، دقیقاً چه منفعت ملموسی برای معلمان داشته است؟
پاسخ به این سؤال، نه با شعار، بلکه با تجربه هزاران فرهنگی قابل ارزیابی است؛ معلمانی که هر ماه بخشی از حقوقشان به صندوق واریز شده، اما در پایان خدمت، آنچه دریافت کردهاند فاصلهای معنادار با انتظارات و ارزش واقعی سرمایهگذاریشان داشته است.
اعتماد، مهمترین سرمایه هر نهاد اقتصادی است؛ سرمایهای که صندوق ذخیره فرهنگیان در سال ۱۳۹۵ با افشای پروندههای سنگین مرتبط با بانک سرمایه و تخلفات مالی، آسیب جدی دید. پروندهای که به تحقیق و تفحص مجلس، محاکمه تعدادی از مدیران و سالها حاشیه و ابهام انجامید و هنوز هم نام صندوق را با خاطره آن بحران گره زده است.
البته مدیران فعلی صندوق از ثبت رکوردهای سودآوری، اصلاح ساختار شرکتها و افزایش ارزش داراییها سخن میگویند و گزارشهایی از رشد سود و اجرای برنامههای رفاهی منتشر کردهاند. اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: اگر عملکرد صندوق تا این اندازه موفق بوده، چرا بخش بزرگی از فرهنگیان هنوز احساس نمیکنند که عضویت در آن، تغییری واقعی در زندگی اقتصادیشان ایجاد کرده است؟
واقعیت این است که سود روی کاغذ، زمانی ارزشمند است که در سفره معلم دیده شود. هلدینگهای بزرگ، شرکتهای متعدد، پروژههای اقتصادی و گزارشهای مالی، زمانی معنا پیدا میکنند که عضو صندوق بتواند اثر آن را در افزایش دارایی، خدمات رفاهی یا بازده سرمایهاش لمس کند؛ نه اینکه تنها هر ماه شاهد برداشت مبلغی از فیش حقوقی خود باشد.
مشکل دیگر، مسئله شفافیت است. سالهاست یکی از مهمترین انتقادهای فرهنگیان، نبود دسترسی آسان و قابل فهم به اطلاعات مالی، نحوه سرمایهگذاریها، میزان بازده واقعی و جزئیات عملکرد شرکتهای تابعه است. هرچه شفافیت کمتر باشد، اعتماد نیز کمتر خواهد شد.
امروز دیگر نمیتوان از معلمان انتظار داشت تنها به این دلیل که «سالها عضو بودهاند»، همچنان بدون پرسش به عضویت ادامه دهند. هر فرهنگی حق دارد از خود بپرسد: اگر همین مبالغ را طی سالهای گذشته در گزینههای سرمایهگذاری دیگر قرار میدادم، آیا بازده بیشتری نصیبم نمیشد؟
این یادداشت دعوت به خروج از صندوق نیست؛ دعوت به بازنگری آگاهانه است. هر معلم باید با بررسی دقیق میزان آورده، سود واقعی، خدمات دریافتی و چشمانداز آینده، درباره ادامه عضویت تصمیم بگیرد. سرمایه فرهنگیان، حاصل سالها تدریس، صبر و تلاش در کلاسهای درس است و نباید بدون مطالبهگری و شفافیت، صرف اداره مجموعهای شود که هنوز برای بسیاری از اعضایش نتوانسته پاسخ روشنی به یک سؤال ساده بدهد:
صندوق ذخیره فرهنگیان، بیش از آنکه برای معلمان ثروت خلق کرده باشد، چه اندازه از سرمایه آنان ارتزاق کرده است؟
تا زمانی که پاسخ این پرسش با اعداد شفاف، بازده ملموس و رضایت واقعی اعضا داده نشود، تردید درباره فلسفه ادامه عضویت در این صندوق، نه یک نگاه بدبینانه، بلکه حق طبیعی هر فرهنگی خواهد بود./انتهای پیام





ثبت دیدگاه