سیدآرمین حسینی؛این روزها هر وقت صحبت از نشاط در مدارس میشود، خیلی زود نام موسیقی، جشن، مسابقه و برنامههای شاد به میان میآید و حتی گاهی این دیدگاه مطرح میشود که اگر قرار است نشاط را به مدارس برگردانیم، باید موسیقی را آزاد کنیم. موسیقی و فعالیتهای هنری بدون تردید میتوانند بخشی از فضای شاد و پویای مدرسه باشند، اما اینکه تمام مسئله نشاط دانشآموز را به موسیقی گره بزنیم، ساده کردن موضوعی است که ریشههای آن بسیار عمیقتر از این حرفهاست.
دانشآموز بخش قابل توجهی از ساعات روز خود را در کلاس درس میگذراند. او در همین کلاس است که تجربه اصلی خود از مدرسه را شکل میدهد؛ تجربهای که اگر با مشارکت، خلاقیت، گفتوگو و یادگیری همراه باشد، مدرسه را برایش به محیطی زنده و جذاب تبدیل میکند و اگر همچنان بر شنیدن، حفظ کردن، تکرار و امتحان دادن استوار باشد، طبیعی است که خستگی و بیانگیزگی به سراغش بیاید. نمیتوان از دانشآموز انتظار داشت ساعتها در یک کلاس یکنواخت و یکطرفه بنشیند و بعد با چند دقیقه موسیقی یا یک برنامه مناسبتی، تمام آن تجربه را جبران کنیم.
مشکل دقیقاً از جایی آغاز میشود که به جای تغییر در تجربه آموزشی دانشآموز، تلاش میکنیم با برنامههای مقطعی به مدرسه رنگ و لعاب نشاط بدهیم. جشن برگزار میکنیم، مسابقه میگذاریم، موسیقی پخش میکنیم و چند ساعت فضای مدرسه را متفاوت میکنیم، اما وقتی دانشآموز دوباره وارد کلاس میشود، همان شیوههای قدیمی تدریس، همان انتقال یکطرفه محتوا و همان تأکید بر حفظ کردن و بازتولید مطالب ادامه دارد. اینجا دیگر با نشاط پایدار روبهرو نیستیم؛ با یک وقفه کوتاه در یک فرآیند خستهکننده مواجهیم.
نشاط واقعی باید از خودِ یادگیری آغاز شود. دانشآموز باید در کلاس فرصت داشته باشد حرف بزند، فکر کند، تجربه کند، سؤال بپرسد، ایده بدهد، با دیگران همکاری کند و حتی اشتباه کند و دوباره تلاش کند. وقتی دانشآموز احساس کند در فرآیند یادگیری نقش دارد و قرار نیست صرفاً شنونده و دریافتکننده اطلاعات باشد، نگاه او به کلاس و مدرسه تغییر میکند. اینجاست که روشهای تدریس خلاقانه، مشارکتی، مسئلهمحور و پروژهمحور اهمیت پیدا میکنند و کلاس از یک فضای صرفاً انتقال محتوا به محیطی برای کشف و تجربه تبدیل میشود.
در چنین شرایطی نقش معلم نیز باید متناسب با این تغییر، تعریف شود. معلم قرار نیست جایگاه خود را از دست بدهد؛ بلکه باید از یک انتقالدهنده صرف مطالب به راهبر یادگیری تبدیل شود. معلم راهبر، مسیر را برای دانشآموز روشن میکند، زمینه تجربه و کشف را فراهم میسازد و به جای اینکه همیشه پاسخ آماده داشته باشد، دانشآموز را در مسیر رسیدن به پاسخ قرار میدهد. چنین کلاسی الزاماً کلاس شلوغ یا بینظم نیست؛ کلاسی است که در آن دانشآموز احساس میکند حضورش معنا دارد و یادگیری فقط حفظ کردن چند صفحه برای امتحان نیست.
از این منظر، این تصور که برای ایجاد نشاط در مدرسه باید موسیقی آزاد شود، نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه ممکن است ما را از مسئله اصلی دور کند. موسیقی میتواند بخشی از فعالیتهای فرهنگی و هنری مدرسه باشد و هیچ دلیلی ندارد نقش آن در ایجاد تنوع و شادابی نادیده گرفته شود؛ اما موسیقی نمیتواند جای کلاس خلاق، معلم توانمند، روش تدریس جذاب و دانشآموز مشارکتکننده را بگیرد. مدرسهای که کلاسهایش خستهکننده است، با موسیقی فقط برای مدتی سرگرم میشود؛ اما مدرسهای که یادگیری در آن جذاب شده، میتواند هر روز تجربهای تازه برای دانشآموز بسازد.
باید میان «سرگرمی» و «نشاط» تفاوت قائل شد. سرگرمی میتواند چند ساعت حال دانشآموز را بهتر کند، اما نشاط واقعی زمانی شکل میگیرد که دانشآموز در زندگی روزمره مدرسه احساس تعلق، مشارکت و اثرگذاری داشته باشد. اینکه دانشآموز فقط در جشنها فرصت بروز استعداد داشته باشد یا فقط در مسابقات بتواند خلاقیت خود را نشان دهد، کافی نیست. خلاقیت باید وارد کلاس درس شود، مشارکت باید بخشی از فرآیند آموزش باشد و دانشآموز باید هر روز فرصت داشته باشد چیزی را کشف کند، چیزی بسازد یا مسئلهای را حل کند.
اگر قرار است از مدرسه بانشاط صحبت کنیم، باید از ویترین عبور کنیم و به متن مدرسه برسیم. متن مدرسه، کلاس درس است. نمیتوان از یک سو درباره دانشآموز خلاق، پرسشگر و باانگیزه سخن گفت و از سوی دیگر همچنان او را در چارچوب روشهایی نگه داشت که اساس آنها بر سکوت، حفظ کردن و پاسخ دادن به سؤالات از پیش تعیینشده است.
مسئله امروز مدرسه فقط کمبود برنامههای شاد نیست؛ مسئله، کیفیت تجربهای است که دانشآموز هر روز در مدرسه با آن روبهرو میشود. اگر میخواهیم دانشآموز مدرسه را دوست داشته باشد، باید کاری کنیم که یادگیری برایش دوستداشتنی شود. اگر میخواهیم کلاس زنده باشد، باید دانشآموز را وارد جریان کلاس کنیم. اگر میخواهیم مدرسه پویا باشد، باید به معلم فرصت و امکان استفاده از روشهای خلاقانه و نوین تدریس داده شود.
موسیقی، هنر، ورزش، جشن و برنامههای فرهنگی میتوانند بخشی از این مسیر باشند؛ اما نباید آنها را با خودِ مفهوم نشاط اشتباه گرفت. نشاط قرار نیست فقط در حیاط مدرسه و هنگام اجرای یک برنامه اتفاق بیفتد؛ باید در کلاس درس هم جریان داشته باشد.
مدرسه بانشاط، مدرسهای نیست که فقط برنامههای شاد بیشتری برگزار میکند؛ مدرسهای است که دانشآموز در آن از یاد گرفتن خسته نمیشود.
نشاط مدرسه از بلند شدن صدای موسیقی شروع نمیشود؛ از شنیده شدن صدای دانشآموز در کلاس شروع میشود.





ثبت دیدگاه