ایلام معلم/ تصمیمهای مدیریتی، بیش از آنکه صرفاً انتصاب یک فرد به یک مسئولیت باشد، پیامهایی درباره جهتگیری کلی مدیریت، باورها، ارزشها و نوع نگاه به آینده سازمان صادر میکنند. هر حکمی، یک نشانه است؛ نشانهای از اینکه مدیر میخواهد سازمان را به کدام سمت ببرد، چه نوع نیروهایی را شایسته میدان میداند، و چه معیارهایی برای انتخاب آنان ملاک قرار میدهد. اما گاهی برخی انتصابها نهتنها در راستای تقویت سازمان نیستند، بلکه نشانهای از عقبگرد، بیتوجهی به اصول مدیریت حرفهای، یا حتی نادیده گرفتن حافظه جمعی فرهنگیان هستند.
انتصاب اخیر مدیرکل آموزش و پرورش استان ایلام دقیقاً در همین دسته قرار میگیرد؛ تصمیمی که موجی از تعجب، پرسش و گلایه را در میان فرهنگیان و بدنه کارشناسی آموزش و پرورش استان برانگیخته است. انتصابی که اگرچه نام فرد منصوبشده اهمیتی ندارد، اما پیشینه مدیریتی او و مسائل شناختهشده مرتبط با دوران مسئولیتپذیریاش، این تصمیم را برای بسیاری «غیرقابل دفاع» کرده است.
جامعه فرهنگیان استان ایلام سالهاست که نسبت به ضرورت شفافیت، سلامت اداری، و انتصاب مدیران کارآمد و پاکدست حساس است. این حساسیت نه از سر بدبینی، بلکه نتیجه دهها تجربه تلخ و شیرین در طول سالیان گذشته است. اما اکنون، با این انتصاب جدید، این پرسش اساسی مطرح میشود که چگونه مدیری در سطح استانی، در شرایطی که مسائل شفافیت و سلامت اداری بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافتهاند، دست به گزینشی میزند که حتی در میان فرهنگیان بازنشسته نیز بهعنوان یک انتخاب مسألهبرانگیز شناخته میشود؟
فردی که پیشتر در مسئولیتهای سابق خود—از جمله در زمان تصدی مسئولیت حساس معاونت آن شهرستان بزرگ—بارها موضوع بحث و نقد بوده، و حتی بنا بر مستندات موجود، پروندهای در هیأت رسیدگی به تخلفات اداری داشته و حکمی نیز علیه او صادر شده است، چگونه اکنون باید بار دیگر در جایگاهی تصمیمساز و این بار در حوزه درمان قرار گیرد؟ این سؤال نه از سر تخریب، بلکه از موضع مطالبهگری بدنه فرهنگی کشور مطرح میشود.
مدیرکل آموزش و پرورش ایلام، بهعنوان بالاترین مقام اجرایی حوزه تعلیم و تربیت در استان، موظف است در هر انتصاب، «صلاحیت حرفهای»، «کارنامه مدیریتی»، «سلامت اداری» و «مقبولیت در میان فرهنگیان» را در کنار هم بسنجد. اما بهنظر میرسد در این مورد، هیچکدام از این معیارها نقشی تعیینکننده نداشتهاند؛ یا دستکم شواهد موجود چنین چیزی را نشان نمیدهد.
آیا کمبود نیروی کارآمد در استان وجود داشت؟ آیا فرهنگیان پاکدست، با تجربه، خوشنام و توانمند در میان نیروهای شاغل یا بازنشسته نبودند؟ آیا بدنه کارشناسی و ادارات شهرستانها خالی از افرادی بود که بتوانند به شکل بهتر، سالمتر و قابلقبولتر این مسئولیت را برعهده بگیرند؟
این پرسشها فقط بخشی از نگرانیهای فرهنگیان است؛ نگرانیهایی که پاسخی شفاف و منطقی میطلبند.
در فضای افکار عمومی، زمزمههایی شنیده میشود که یکی از عوامل بازگشت این فرد به حلقه مدیریتی استان، تلاش او برای نزدیکی به برخی جریانها و چهرههای سیاسی در دوران انتخابات ریاستجمهوری گذشته بوده است. از جمله حضور پررنگ و پرهیاهوی او در فعالیتهای مرتبط با ستاد انتخاباتی یکی از نامزدها در ایلام.
مردم و فرهنگیان حق دارند بپرسند:
آیا واقعاً در ستادی که داعیهدار تحول، عدالت و شایستهسالاری بود، شخص توانمندتر، باصلاحیتتر و با کارنامهای پاکتر وجود نداشت؟
آیا این گزینشها بر اساس توان، تجربه و سلامت اداری انجام شدهاند یا بر پایه نزدیکیهای سیاسی و حضوری که بیشتر جنبه نمایش داشته تا کارآمدی واقعی؟
این پرسشی است که پاسخش نهفقط برای بدنه فرهنگیان، بلکه برای همه کسانی که به آینده سیاسی کشور امید بستهاند، اهمیت دارد.
برای آنکه تحلیل این رخداد منصفانه و دقیق باشد، باید پذیرفت که این فقط یک انتصاب اشتباه نیست. مجموعهای از تصمیمهای غیرکارشناسی در ماههای اخیر در آموزش و پرورش استان ایلام دیده شده که در نگاه مجموعه کارشناسان و فعالان رسانهای، نشانهای از ضعف مدیریت و نبود یک نگاه جامع و آیندهمحور است. مدیرکل آموزش و پرورش، برخلاف تصور برخی، زیر ذرهبین است؛ زیر ذرهبین افکار عمومی، فرهنگیان، و همچنین رسانههایی مانند پایگاه خبری ایلام معلم که وظیفه خود میداند عملکرد دستگاه تعلیم و تربیت استان را نه از روی حب و بغض، بلکه از منظر رسالت رسانهای و مطالبهگری مردمی رصد کند. این رسانهها، بخشی از چشم مردم هستند؛ چشمهایی که وظیفه دارند ببیند، تحلیل کنند، هشدار دهند و جلوی انحرافات احتمالی را بگیرند.
پیامدهای چنین انتصابهایی چیست؟
اعتماد، مهمترین سرمایه یک مجموعه گسترده مانند آموزش و پرورش است. انتصابهای نادرست و غیرقابل دفاع، مستقیماً این سرمایه را تهدید میکنند. وقتی افراد مسئلهدار در موقعیتهای مهم قرار میگیرند، پیام غیرمستقیم اما بسیار مخربی به نیروهای کارآمد منتقل میشود که “صلاحیت و سلامت، معیار اصلی انتخاب نیست”. شایستهسالاری نه با شعار، بلکه با انتصابهای درست تثبیت میشود. هر تصمیم اشتباه، یک ضربه به ساختار حرفهایگرایی در آموزش و پرورش استان است. وقتی چهرههای پرسابقه در حوزه تخلفات وارد مسئولیتهای جدید میشوند، نهتنها کارآمدی لازم را ندارند، بلکه خود به کانون جدیدی از حواشی تبدیل میشوند.
مدیرکل آموزش و پرورش؛ مسئولیت بپذیرید
مدیرکل آموزش و پرورش استان ایلام باید بداند که هر تصمیم او، بهطور مستقیم بر زندگی صدها مدیر، هزاران معلم و دهها هزار دانشآموز اثر میگذارد. چنین تصمیمهایی نه فقط حاشیهساز، که آسیبزا هستند و هزینه عملکردی استان را بالا میبرند. از مدیری در سطح استانی انتظار میرود که با شجاعت، مسئولیت تصمیمهای غلط خود را بپذیرد، مسیر خود را اصلاح کند و نشان دهد که صلاحیت باقیماندن در جایگاه مدیریتی را دارد. جامعه فرهنگیان استان ایلام در سال ۱۴۰۴ دیگر آن جامعه خاموش و بیتفاوت سالهای دور نیست. رسانهها، فعالان فرهنگی، معلمان و حتی خانوادهها بهدقت تصمیمات مدیرکل را دنبال میکنند.
پایگاه خبری ایلام معلم نیز بهعنوان تنها رسانه رسمی و تخصصی در حوزه آموزش و پرورش استان ایلام، اعلام میکند که این تنها نقطهای از عملکرد مدیرکل نیست که مورد نقد قرار گرفته و قطعاً آخرین آن نیز نخواهد بود. مجموعه رسانهای ما، همانطور که در گذشته نیز ثابت کرده، در برابر خطاهای مدیریتی سکوت نخواهد کرد و عملکرد مدیرکل را در تمامی بخشها با دقت، انصاف و نگاه کارشناسی زیرنظر خواهد داشت.
در نهایت، امید آن است که مدیرکل آموزش و پرورش ایلام، این انتصاب را نه یک موفقیت، بلکه یک هشدار جدی بداند؛ هشداری برای بازنگری در مسیر، تجدیدنظر در سیاستها، و فاصله گرفتن از مناسباتی که تنها نتیجهاش تضعیف بدنه آموزش و پرورش استان است.





ثبت دیدگاه