معلم اخلاق

 

 

اگر زیر نظر روحانیّت روی، آدم می‌شوی و اگر زیر نظر رذالت‌ها و صهیونیسم‌ها روی، داعشی می‌شوی. این دست خود توست و سلمان و ابی‌ذر شدن با جدیّت خود توست و تو هستی که می‌توانی سلمان شوی و می‌توانی ابی‌ذر شوی و تویی که می‌توانی داعش و صهیونیسم شوی. هردوی این مشکل است و کندن صفات رذیله از دل خیلی مشکل است. اینکه انسان بتواند به راست به جایی برسد که صفت رذیله در دل نداشته باشد. اما همه علمای علم اخلاق می‌گویند از اوجب واجبات است.

شما هر کتاب اخلاقی مطالعه کنید، اوّلش این حرف را دارد که اخلاق، یعنی کندن صفات رذیله و جایگزین کندن صفات خوب، از اوجب واجبات است. این از نماز و روزه و خمس واجب‌تر و بالاخره از همه واجبات، واجب‌تر است و به قول پیغمبر اکرم جهاد با نفس است. وقتی بسیجیان از جبهه برمی‌گشتند، پیغمبر می‌فرمودند:

«مَرْحَباً بِقَوْمٍ‏ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِیَ الْجِهَادُ الْأَکْبَرُ» قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْجِهَادُ الْأَکْبَرُ؟ قَالَ «جِهَادُ النَّفْسِ»[۱]

خوشا به حال شما و بارک الله به شما که رفتید و پیروز برگشتید. اما جهاد بزرگ‌تر در جلوست. می‌گفتند: یا رسول الله! و ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النّفس. پیغمبر می‌فرمود: انسان بتواند این نفس اماره را به نفس لوّامه مبدّل کند. انسان بتواند این بعد جسمی را ببرد زیر بعد روحی، آنگاه یک پیامبر می‌شود و شبیه پیامبر می‌شود و بالاخره به قول قرآن یک انسان کامل می‌شود. همیشه الحمدلله خیلی‌ها نماز می‌خوانند و مقیّد به روزه هستند و مقیّد به واجبات هستند و تقیّد به مستحبات دارند و در اربعین امام حسین بیست میلیون جمعیت می‌شوند، اما متأسفانه از نظر خودسازی این جدیّت در ما نیست و همه مصائب از همین جا سرچشمه می‌گیرد. اگر ما الان فساد اداری داریم، از همین جا سرچشمه می‌گیرد.

اگر فساد اخلاقی داریم، از همین جا سرچشمه می‌گیرد. اگر ما الان فساد اقتصادی داریم و مردم در مضیقه هستند، مخصوصاً فقرا و بیچارگان و بینوایان. همه اینها به خاطر اینست که صفت رذیله در میان ما فراوان است، یعنی به فکر خودسازی نبوده و نیستیم. درحالی که به قول قرآن از اوجب واجبات است و اصلاً قرآن می‌فرماید: اگر قرآن و پیغمبر آمده برای همین است.

«هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاَلٍ مُبِینٍ‌«[۲]

اگر فساد اخلاقی داریم، از همین جا سرچشمه می‌گیرد. اگر ما الان فساد اقتصادی داریم و مردم در مضیقه هستند، مخصوصاً فقرا و بیچارگان و بینوایان. همه اینها به خاطر اینست که صفت رذیله در میان ما فراوان است، یعنی به فکر خودسازی نبوده و نیستیم

پیامبر آمده و با معجزه یعنی با قرآن آمده برای اینکه شما را آدم کند و دوبال به شما بدهد. یکی بال حکمت و یکی بال خودسازی و تهذیب. به عبارت دیگر اگر از شما بپرسند قرآن چه کتابی است؟ باید بگویید کتاب پرورش و آموزش است. پیغمبر هم معلم آموزش و پرورش است. اما معمولاً پرورش در قرآن مقدم بر آموزش شده است. اگر ما به راستی در شبانه روز یک ساعت یا دو ساعت روی خودسازی کار کنیم و روی این چیزی که از اوجب واجبات است، کار کنیم، نه تنها خود ما حسابی و بالاتر از ملک مقرب می‌شویم، بلکه جامعه ما فساد اخلاقی ندارد و جامعه ما فساد اداری ندارد و جامعه فساد اقتصادی ندارد.

اگر انسان به راستی آدم باشد، «وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ‏ یُنْفِقُون‏»[۳] است و قانون مواسات بر او حکم‌فرماست و معنا ندارد فقیر در جامعه باشد و همه اینها برمی‌گردد به اینکه مواظبت از خودسازی نمی‌کنیم.

من از همه و مخصوصاً جوان‌ها تقاضا دارم در ۲۴ ساعت لاأقل یک ساعت راجع به تهذیب نفس و راجع به هدف از خلقت انسان کار کنید.

 

ضرورت توجه به مسئله خودسازی از دیدگاه امام(ره)

امام خمینی ضمن توجه به مسئله خودسازی به عنوان عامل اساسی برای تعلیم و تربیت آن را مقدمه و زمینه ساز دستیابی انسان به مقام انسانیت می دانند:

«…. امیدوارم که انسان هاى آگاه و آگاهى دهنده‏اى باشید… شما باید خودتان را بسازید، و بعد ملت را بسازید. خودسازى به اینکه تمام ابعادى که انسان دارد، و انبیا آمدند براى تربیت آن- تمام ابعاد را- ترقى دهید؛ جنبه علمى، همه ابعاد علم؛ جنبه اخلاقى، همه ابعاد اخلاق؛ تهذیب نفس، وارسته کردن نفس از تعلقات دنیا؛ که سرمنشأ همه کمالات وارسته شدن نفس از تعلقات است، و بدبختى هر انسان تعلق به مادیات است. توجه و تعلق نفس به مادیات، انسان را از کاروان انسانها باز مى‏دارد، و بیرون رفتن از تعلقات مادى و توجه به خداى تبارک و تعالى انسان را به مقام انسانیت مى‏رساند. انبیا هم براى همین دو جهت آمده بودند: بیرون کردن مردم از تعلقات و تشبث به مقام ربوبیت.» (صحیفه امام، جلد۸، ص ۲۶۷)

پیامبر آمده و با معجزه یعنی با قرآن آمده برای اینکه شما را آدم کند و دوبال به شما بدهد. یکی بال حکمت و یکی بال خودسازی و تهذیب. به عبارت دیگر اگر از شما بپرسند قرآن چه کتابی است؟ باید بگویید کتاب پرورش و آموزش است. پیغمبر هم معلم آموزش و پرورش است. اما معمولاً پرورش در قرآن مقدم بر آموزش شده است

اهمیت خودسازی در سخن آیت الله دستغیب(ره)

شهید محراب حضرت آیت الله  دستغیب درباره اهمیت خودسازی می فرمایند: «تهذیب نفس؛ یعنی آزاد ساختن آن، نفس را از قید هواها و هوس ها رهانیدن. به هیچ مطلبی در قرآن این گونه تأکید نشده، خداوند چهارده سوگند در سوره والشمس یاد می فرماید: «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا … قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا …» از بس مهم است، به موجودات عظیم و مخلوق های بزرگ خودش سوگند یاد می فرماید؛ آن وقت مطلبش را بیان می کند که: هر آینه رستگار شد کسی که تزکیه نفس کرد. سعادتمند است، حیات طیبه و تمام سعادت برای اوست در دنیا و آخرت! و وای بر کسی که نفسش را مهار نکند، بلکه او را رها ساخته تا به هر شهوتی روی آور شود، تا به جایی برسد که دیگر نتواند آن را لجام کند.» (برگرفته از کتاب «باران فیض»، صفحه ۳۹ )

 

پی نوشت ها:

[۱]. الکافی، ج ۵، ص ۱۲٫

[۲] الجمعه، ۲: « اوست آن کس که در میان بى‏سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد، و [آنان‏] قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.»

[۳]. البقره، ۳: «و از آنچه به ایشان روزى داده‏ایم انفاق مى‏کنند.»

فرآوری: محمدی               

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان