روایت برگشت امام خمینی (ره) از پاریس به ایران

دوازدهم بهمن ماه سال ۱۳۵۷، سالروز ورود پربرکت حضرت امام خمینی(ره) به میهن اسلامی است، ورود مبارکی که از پس آن سالهای تحمل سختی، غم و اندوه رقم خورد. جهانیان شاهد بودند که چهره مصمم آن پیر سفر کرده، نه در موقع شرف نزول به ایران اسلامی، که در تمام دوران قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی هرگز رنگ یأس و ناامیدی به خود نگرفت، چهره ای مصمم، استوار، شجاع و عزت طلب اما سرشار از سادگی و دور از تکلف که سیمای یک انسان الهی پرورش یافته در مکتب قرآن و اهل بیت (ع) را تداعی می نمود.
و اما امروز پس از گذشت سی و هفت سال از آن ایام، در حالی ایام ا… دهه مبارک فجر را گرامی می داریم که نسل جدیدی از فرزندان برومند پرورش یافته در لوای آرمانهای بلند انقلابی و اسلامی حضرت امام خمینی (ره) سربرآورده و شکوفا گردیده اند. نسل خواهنده ای که در سایه اسلام و انقلاب اسلامی، سر به آسمان عظمت و شکوه خواهند سائید، نسل پویا و تلاشگری که در تمام عرصه ها آماده شکوفایی است و این میسر نمی شود مگر با تأسی از سلوک و منش رهبرکبیرانقلاب اسلامی. نسلی که با تمسک به آموزه های اصیل اسلامی و پیروی از حضرت امام خمینی (ره) و با الگو قرار دادن منش و روش آن بزرگوار و ادامه دهنده راهش مقام معظم رهبری (مدظله العالی) همچنان استوار در جهت تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی کوشاست.
ورود حضرت امام (ره) یعنی امید به آزادی، شروعی دوباره برای تلاش در جهت دینداری سازندگی و بالندگی، مطلع رهایی از استبداد و خفقان ستمشاهی و استکبار جهانی.

امام در آخرین روزهای اقامتشان در نوفل لوشاتو

بنیانگذار جمهوری اسلامی در آخرین روزهای اقامتشان در پاریس در سخنانی که در جمع کارکنان اقامتگاهشان بیان فرمودند، از لزوم نظارت مردم بر امور جارى کشور گفتند. ایشان در پایان سخنان کوتاهشان در این جمع در روز ۴ بهمن ماه ۱۳۵۷، خطاب به حاضرین فرمودند: «ممکن است که آن طورى که اینها تهیه دیدند در این سفر خطر در کار باشد و من میل ندارم که به خاطر من شما خداى نخواسته در خطر بیفتید. من بیعتم را از شماها برداشتم.»

امام خمینی رحمه الله بر فراز آسمان ها

شام گاه یازده بهمن، هواپیمای امام خمینی رحمه الله غرش کنان از فرودگاه شارل دوگل فرانسه به آسمان پرواز کرد. امام نماز شب را در طبقه دوم هواپیما به جای آورد و سپس در طبقه پایین هواپیما استراحت کرد. مهماندار هواپیما از مشاهده آرامش امام متعجب شده بود. هنگام طلوع فجر، امام و همراهان نماز صبح را به جماعت به جا آوردند. زمان ورود هواپیما به آسمان ایران، خبرنگاری از امام پرسید: «چه احساسی دارید؟» و امام پاسخ داد: «هیچ.» امام هیچ احساسی نداشت؛ چرا که او فقط بر مبنای تکلیف عمل می کرد. پیروزی و شکست برای او، هر دو زیبا بود. همان طور که شکست، او را ناامید نمی کرد، پیروزی نیز احساسات شخصی اش را برنمی انگیخت.

دوازدهم بهمن‌ماه ۵۷، پایان انتظاری سخت و طولانی برای میلیون‌ها نفری بود که سال‌ها مبارزات علیه رژیم شاه را دنبال کرده بودند. آن روزها گروههای مختلفی همه سختی‌ها را به جان خریده و از نقاط دور و نزدیک خود را به تهران رسانده بودند و چند هفته‌ای بود که چشم انتظار ورود امام بودند، دسته‌ای دیگر هم آن روز را پایان سال‌ها دوری از ایران می‌دانستند و برای بازگشت، لحظه‌شماری می‌کردند. چشم‌ها، در سراسر دنیا، به تهران و تحولاتش دوخته شده بود.

با آن همه طرح و برنامه‌ای که ساواک و حکومت وقت داشتند و شایعه‌هایی که در شهر پیچیده بود، لحظه فرود هواپیما در فرودگاه مهرآباد برای خیلی‌ها باور نکردنی بود، آنها که شب را در هواپیما طی کرده بودند وقتی خلبان تصمیم گرفت برای در نظر گرفتن مسائل امنیتی و خنثی کردن عملیات هدف‌گیری، فرود در باند را ۱۰ دقیقه به تأخیر اندازد، ناامیدانه آهی کشیدند و خود را برای بازگشت به پاریس آماده کردند.

قبل از پرواز، کلیه خدمه پروازی از حساسیت آن و احتمال سرگونی هواپیما مطلع بودند. بنابراین شرکت ایرفرانس مبلغ بالایی را برای بیمه این هواپیما درخواست کرد که از سوی جمعی از بازاریان حامی انقلاب پرداخت شد.

از آنجا که تضمینی برای امنیت فرود هواپیما نبود، در این پرواز شش ساعته، زن و کودکی حضور نداشت و خدیجه ثقفی، همسر حضرت امام و دیگران با پروازهای بعدی عازم تهران شدند. مهمانداران زن هواپیمای فرانسوی نیز به احترام امام(ره) از پوشش روسری استفاده کردند. این هواپیما ۴۰۰ صندلی داشت که بیش از ۲۵۰ صندلی آن عمداً خالی ماند. حدود ۱۲۰ خبرنگار خارجی و چند خبرنگار ایرانی و ۳۰ نفر از همراهان و علاقه‌مندان امام که برای دیدار او به نوفل لوشاتو رفته بودند، در این پرواز حضور داشتند.

پرشکوه ترین استقبال تاریخ

در دوازدهم بهمن ۱۳۵۷، پرشکوه ترین استقبال تاریخ جلوه گر شد. این روز یکی از ماندگارترین روزهای تاریخ معاصر ایران است و شور و شوق مردم در آن وصف ناپذیر بود. عده زیادی از مردم، خود را به تهران رسانده بودند تا در مراسم استقبال از امام شرکت کنند. تقریبا در ساعت شش صبح، خیابان ها سرشار از جمعیت بود. اول صبح، میلیون ها نفر در دو طرف خیابان‌های مسیر امام خمینی رحمه الله ایستاده بودند و پنجاه هزار نیروی انتظامی مردمی مشغول منظم کردن آنها بودند. مردم با تاق نصرت و گل، خیابان ها را تزیین کردند و در قلب استقبال کنندگان، دریایی از اضطراب و شادی موج می زد. ساعت از ۹ گذشته بود که پرواز اختصاصی، بوئینگ ۷۴۷ شرکت ایرفرانس بر روی باند ۱۱ راست فرودگاه مهرآباد به زمین نشست. ترمینال شماره یک فرودگاه که هنوز افتتاح نشده بود، پر از جمعیت بود.در ساعت نه و سی دقیقه صبح، محبوب ملت و پرچم دار آزادی به وطن برگشت.

چند لحظه پس از گشوده شدن در خروجی هواپیما، امام در حالی که دستشان در دست مهماندار فرانسوی بود، در مقابل دیدگان مشتاقان ظاهر شد. همه اشک شادی می ریختند. فریاد «اللّه اکبر» به هوا برخاست. در میان نشاط و هیجان و ازدحام، امام وارد صحن فرودگاه شد و پس از شنیدن آیات قرآن کریم، پیام محبت آمیز فداییان خود را که از اعماق جان هر ایرانی برمی آمد، از زبان گروه سرود شنید. تلویزیون سراسری قرار بود استقبال را مستقیم پخش کند، اما به چند دقیقه اکتفا کرد و برنامه‌ را قطع کرد. خیلی‌ها آن روز تلویزیون‌هایشان را شکستند.

امام خمینی رحمه الله در فرودگاه مهرآباد

امام خمینی رحمه الله در فرودگاه مهرآباد پس از شنیدن پیام ملت، سخنانی ایراد فرمود. ایشان ابتدا از تمام اقشار ملت از پیر و جوان، روحانی و کسبه، قاضی و وکیل، کارمند و کارگر و کشاورز که در راه رسیدن به پیروزی رنج و مصیبت دیدند و ثابت قدم ماندند، صمیمانه تشکر کرد. ایشان در بخشی از سخنان خود، تلاش های محمد رضا را برای بازگشت به ایران و حفظ سلطنت، ناکام خواند و تلاش های آنان را به دست و پا زدن برای حفظ سلطنت تعبیر کرد. امام در این سخنان با بیان رمز پیروزی فرمود: «ما باید از همه طبقات ملت تشکر کنیم که این پیروزی تا اینجا به واسطه وحدت کلمه بوده است. وحدت کلمه مسلمین، همه، وحدت کلمه اقلیت های مذهبی با مسلمین، وحدت دانشگاه و مدرسه علمی، وحدت روحانی و جناح سیاسی. ما باید همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه، رمز پیروزی است و این رمز پیروزی را از دست ندهیم».

مسیر امام در روز ورود

دکتر بهشتی و آیت‌الله طالقانی به خاطر فشار جمعیت و ازدحام با رفتن امام به بهشت زهرا مخالف بودند، اما امام به خاطر قولی که برای حضور در بهشت زهرا به مردم داده ‌بودند؛ حاضر به تغییر مقصد نشدند.

یک ماشین بلیزر را از چند روز قبل آماده کرده‌بودند. خود محسن رفیق‌دوست که راننده بلیزر هم شد، آن را ضدگلوله کرده بود. بین صندلی راننده و صندلی عقب یک شیشه‌ی ضدگلوله گذاشته ‌بود. درهای عقب را هم پوشش فولادی گذاشته ‌بود. امام که شنید پشت ماشین ضدگلوله است، آمد نشست جلو و فرمود: همین جلو بهتر است. چند موتور سیکلت هم قرار بود اطراف ماشین امام را حفاظت کنند که به خاطر ازدحام جمعیت نتوانستند در طول مسیر ماشین امام را همراهی کنند، از همه‌ی کسانی که مامور حفاظت از امام بودند فقط محمدرضا طالقانی ماند که نشسته بود روی بلیزر.

مسیر فرودگاه تا بهشت زهرا سه ساعت و ۲۰ دقیقه طول کشید. کمی مانده به بهشت زهرا ماشین بلیزر خاموش شد. امام اصرار داشت که پیاده شود. می‌گفت: ما باید برویم قطعه‌ی ۱۷ مردم منتظرند. بالاخره هلی‌کوپتر آمد و تا قطعه ۱۷ را با آن رفتند. آن‌ها از پرسنل هوانیروز بودند که وقتی برنامه‌ی زنده‌ی شبکه سراسری از ورود امام قطع شده‌بود، خودشان آمده ‌بودند تا ماجرا را از نزدیک ببینند.

امام خمینی رحمه الله در بهشت زهرا

بهشت زهرا، نخستین جایی بود که امام خمینی رحمه الله پس از بازگشت به وطن به آنجا رفت و با پاس داشت مقام شهیدان و خواندن فاتحه، سخن رانی تاریخی خود را در آنجا ایراد کرد. در میان ازدحام جمعیت شش میلیون نفری استقبال کننده و مشتاق زیارت امام، انتقال ایشان تا بهشت زهرا به سختی صورت گرفت. همه منتظر بودند ببینند امام خمینی رحمه الله چه برنامه ای را اعلام می کند. امام در سخن رانی خود، ابتدا از ایثار و تلاش مردم تشکر کرد و به آنان برای از دست داده شان تسلیت گفت. سپس رژیم سلطنتی را غیرعقلانی شمرد و رژیم پهلوی را تحمیلی و غیر قانونی اعلام کرد. دولت بختیار را نیز به دلیل غیر قانونی بودن مجلس شورا و سنا، نامشروع دانست. آن گاه ارتش را نصیحت کرد و از بعضی نظامیانی که به ملت پیوسته بودند، قدردانی کرد. اوج سخنان امام خمینی رحمه الله که احساسات مردم را به شدت برانگیخت، این جمله بود: «من دولت تعیین می کنم. من تو دهن این دولت می زنم. من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم.» چند روزی بیش نگذشته بود که امام به وعده خود عمل کرد و دولت انتقالی با تصویب شورای انقلاب به مردم معرفی شد.

مهم ترین پی آمدهای بازگشت امام

دو حادثه، از مهم ترین پی آمدهای بازگشت امام خمینی رحمه الله است که به سرعت موجب پیروزی انقلاب اسلامی شد: انتصاب دولت موقت و بیعت نظامیان با امام خمینی رحمه الله . امام خمینی در ۲۶ دی ماه در آستانه خروج شاه از کشور اعلام کرد که ما دولت را به همین زودی اعلام خواهیم کرد. در پانزده بهمن، نخست وزیری مهندس بازرگان به تصویب شورای انقلاب رسید. در نوزده بهمن، عظیم ترین راه پیمایی در سراسر کشور شکل گرفت و میلیون ها نفر از دولت منتخب امام خمینی رحمه الله حمایت کردند. از سوی دیگر، در دهه انقلاب، ارتش که تنها نقطه اتکای رژیم بود، به انقلاب پیوست. فرار، نافرمانی، اعتصاب، شرکت در تظاهرات و سرانجام، بیعت با امام خمینی رحمه الله ، نشانه همراهی ارتش با امام بود که در نوزده بهمن به اوج خود رسید. در نتیجه، رژیم بدون پشتوانه به سرعت از هم پاشید و انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن به پیروزی نهایی رسید.